#فردا_بدون_من_پارت_392


دوباره صاف نشستم همونطور کہ با دستم کمرم و میمالیدم باحرص گفتم:

"چون جنابالی خیلی خنگ تشریف دارید"

آنجلا بلند زد زیر خنده وگفت :

"شما خیلی باحالید"

ترنم باذوق لبخندی زدوبالحن لاتیی گفت:

"چاکریم ،باحالی ازخودتونہ آبجی"

لبخند کجی بہ این مسخره بازیاش زدم

آنجلام محکم زد روی پای ترنم کہ بدبخت از درد قرمز شد

آنجلا:"خیلی بامزه ای دختر"

وقتی جو بینمون آروم شدگفتم:

"آنجل نگفتیا

دورگہ ای؟"

آنجلا:"آره دورگم مامانم ایرانی بود و چون بابامم بہ فارسی علاقہ داشت ما بیشتر تو خونہ فارسی حرف میزدیم"

من:"چہ جلب!"

ترنم:"آره خیلی جلبہ

ولی فکرکنم قضیہ ی آشناییش باهیراد جلبتر باشہ

آنجل زود باش تعریف کن"


romangram.com | @romangram_com