#فردا_بدون_من_پارت_385
کیارش:"اوم چی ساختم"
باحرص گفتم:
"بریم دیگہ کیادیرشدش اَه"
کیارش:"بریم عشقم"
از خونہ زدیم بیرون و سوار ماشین کیا شدیم ،نیم ساعت بعد جلوی در خونہ ی اهورا بودیم
کیارش طبقہ ی اهورا اینا رو فشارداد کہ بعد چند ثانیہ صدای ترنم اومد کہ باصدای نازش می گفت:
"بفرمایید"
وبعد اون صدای باز شدن در،رفتیم تو آسانسور، دکمہ ی طبقہ ی چهارم وفشار دادم
بعد رسیدن بہ طبقہ مورد نظراز آسانسوربیرون اومدیم کہ دیدم ترنم با یہ دختر مو بلوند وخوشگل جلوی درمنتظرمونن
لبخندکوچیکی زدم بہ جفتشون سلام کردم برعکس انتظارم زنداداش اهورا زبون مارو بلدبودبالهجہ ولی بہ فارسی جوابم و داد
بعد اظهار خوشبختی بہ آنجلا باهم رفتیم تو ومتوجہ شدم ما ازهمہ حتی آرسامم دیرتر اومدیم بعد یہ سلام کلی باهیرادو مهرادم کہ خیلی شیطونم بہ نظرمیرسیدن آشناشدم
هیراد کہ اصلا شبیہ اهورا نبود نہ ازنظرظاهر نہ اخلاق ولی مهراد هم مثل مهدیہ شیطون بودهم ظاهرا شبیهش بود
کنارمهدیہ کہ بغل مهراد نشستہ بودجاگرفتم کہ مهدیہ بالحن شیطونی در گوشم گفت:
"چرا شما دیر اومدین؟ داشتین چیکار میکردین؟حتی آرسامم کہ کار داشت زودتر اومد"
وشگونی ازپاهاش گرفت کہ سیخ نشست وگفت:
"آخ
خدالعنتت کنہ
اوه اوه نگاه کن آرسام چجور نگاهت میکنہ فکرکنم ازدستت عصبانیہ کہ دیر اومدین ،غیرتی شده عشقم"
romangram.com | @romangram_com