#فردا_بدون_من_پارت_383

آی دماغ خوشگلم"

کیارش:"چیشدی؟خوبی؟

ببینم دماغتو"

دستم و ازرو دماغم برداشت وگفت:

"اوه دماغہ خانومم و چہ قرمز شده"

بااخم نگاهش کردم وگفتم:

"چرا اینقدر سفتی تو

دماغم خیلی درد گرفت"

خم شد ونوک بینیم و بوسیدوگفت:

"سفت خوبہ دیگہ دوست داشتی چاق ولی نرم بودم"

سرمو انداختم پایین و آروم گفتم:

"نہ خو"

خندیدوهمونطور کہ سرمو بالا میاوردبہ دماغم نگاهی انداخت و بانگاهی کلی بہ صورتم گفت:

"تو چرا آرایش نکردی؟!"

من:"حوصلہ نداشتم"

اخمی کرد همونجور کہ سمت اتاقمدهدایتم میکرد گفت:

"یعنی چی حوصلہ نداشتم چندبار بهت گفتم لوازم آرایش و واسہ زن ساختن پس باید ازش استفاده کنن"

من:"من همینجوریم خوشگلم"

romangram.com | @romangram_com