#فردا_بدون_من_پارت_348
"جایی میخوای بری؟
تیپ زدی!"
اهورا:"میخواستم برم ولی بیخیالش"
اهورا اومد رو مبل رو بروییم نشست و کیک وقهوه ی مهدیہ رو برداشت
مهدیہ:"عِہ اونا واسہ من بود"
اهورا:"الان واسہ منہ"
مهدیہ باحرص ازجاش بلند شد وگفت:
"خیلی بیشعوری اهورا"
اهورا:"کوچیکتیم"
مهدیہ باجیغ گفت:
"ماااااماااان"
یهو آرزو جون سراسیمہ اومد تو پیشمون و گفت:
"چیشده؟"
مهدیہ:"مامان اهورا کیک وقهوهمو برداشت"
اهورا:"بچہ ننہ"
مهدیہ دوباره جیغ کشید کہ آرزو جون یکی زد پشت گردنہ اهورا و گفت:"اینقدر بچم واذیت نکن اهورا"
اهورا دستی بہ گردنش کشیدو گفت:
romangram.com | @romangram_com