#فردا_بدون_من_پارت_310
امیرحسین یہ پسرقد بلند وهیکلی باچشمای توسی ولب و دهنی متناسب بود درکل پسر خوشگلی بودوامیرعلی تقریبا شبیهش بود
امیرعلی:"داداش این خانوم دوست دختره منہ"
باابروهای بالا رفتہ نگاهی بهم انداخت کہ گفتم:
"من آرامم"
امیرحسین:"منم امیرحسینم
ببخشید شما ازکجا داداشم و میشناسید؟ "
من:"وقتی رفتم بودم سرخاک بابام باامیرعلی آشنا شدم"
امیرعلی:"وای داداش خیلی خوش گذشت کلی باهم حرف زدیم و رفتیم پیتزا خوردیم"
امیرحسین:"لطف کردن
ممنون !"
من:"خواهش میکنم"
روکردم سمت امیرعلی وگفتم:
"من دیگہ باید برم
خیلی خوشحال شدمازاینکہ یہ دوست خوب مثل تو پیدا کردم"
امیرعلی:"عِہ نرو آرام بیا بریم بالا
romangram.com | @romangram_com