#فردا_بدون_من_پارت_307

ترنم ازجاش بلندشدوگفت:

"خوشحال شدم باهات آشنا شدم آرام جون"

من:"منم همینطور"

اهورا:"میخوای برسونمت؟"

من:"نہ لازم نیست"

اهورا:"سرظهره خیابونا خلوتہ خطریہ"

امیرعلی:"نگران نباشید من خودم مواظب دوست دخترم هستم"

اهورا خیلی نامحسوس چشم غره ای تحویلش داد وآروم گفت:

"بچہ پرو"

کہ فقط من متوجہ شدم

بالیخند مصنوعیی گفت:

"یکی باید مواظب تو باشہ عمویی!"

من:"نیازی نیست اهورا ماخودمون میریم خوش باشید"

سری تکون دادوگفت:

"باشہ!"

بایہ خدافظ رفتیم ازشون جداشدیم ورفتیم

من:"امیر خونتون کجاست"

امیرعلی:"نزدیکہ توخیابون بغلیہ "

romangram.com | @romangram_com