#فردا_بدون_من_پارت_265
"من میخوام برم ویلا آنیتا اینا اومدن ،عرفانہ وعرشیااومدن زودی بیاین"
اخمی کردوگفت:
"میخوای تنها بری"
من:"نہ با دوست پسرم کہ اون پشت قایم شده میرم"
قیافش و کج وکولہ کرد وگفت:
"آخہ تو چقد بامزه ای
گولہ نمکی اصلا"
چشم غره ای تحویلش دادم وگفتم:
"من رفتم خدافظ"
اهورا:"وایستا بینم باهم میریم"
دست بہ جیب جلو تر ازمن راه افتاد کہ گفتم:
romangram.com | @romangram_com