#فردا_بدون_من_پارت_263

"میــدونم میــــــــدونم"

وآروم خندیدم

معترض گفت:

"آرام

اصلا ازاین لحنت وبرخوردت خوشم نمیاد!"

من:"انتظار داری چہ برخوردی باهات داشتہ باشم عرفانہ

بہ جای اینکہ بهم اعتماد داشتہ باشی یا حداقل وانمود کنی کہ بهم اعتماد داری کہ من ناراحت نشم بهم اَنگ خراب بودن زدی

جلوی بچہ ها تو دانشگاه هرچی ازدهنت دراومدبهم گفتی

میخوای چطورباهات حرف بزنم ها؟

بہ نظرت با کسی کہ فکرمیکردم دوستمہ جلوی هرکس وناکسی کوچیکم کرده باید چجور برخود کنم عرفانہ ها؟"

عرفانہ:"آرام توکہ میدونی چقدرشهاب و دوست دارم اون این چند وقت خیلی ناراحت بود

توام کہ هی ردش میکردی

منم خُب منم فکرمیکردم تو مقصرجداییون وناراحتیہ الان شهابی بہ خاطرهمین بهت میپریدم وگرنہ تو بهترین دوستمی آرام"‌

من:"باشہ هرچی تو بگی "

وآروم وتمسخرآمیزخندیدم دلگیرنگاهم کرد ولی واسم مهم نبود مگہ وقتی با بی رحم دلم و میشکوند وبهم میگف ه*ر*ز*ه من واسش مهم بودم؟

بعضی وقتا تو زندگیت بہ یہ سری ازآدما زیادی توجہ می کنی جوری کہ فکرمیکنن محبتتون بهشون وظیفس اونوقتہ کہ مثل عرفانہ انتظار دارن همیشہ بهشون توجہ کنی همیشہ بهشون محبت کنی همیشہ ببخشی و هیچ وقت دلگیرنشی

ولی نمیشہ !

هر عمل و یہ عکس العملی داره نمیشہ همیشہ من مرحم زخمشون باشم واونا نمک روزخمم کہ ،نہ نمیشہ!

romangram.com | @romangram_com