#فردا_بدون_من_پارت_241
نفس راحتی کشیدم وگفتم:
"خــــداروشکر خیالم راحت شد"
لبخنددیگہ ای زدکہ موهاشو بهم ریختم وگفتم:
"نبینم غمتو"
آروم خندید کہ لپشو کشیدم و گفتم:
"آفرین گل پسر
دیگہ نبینم غم باد گرفتیا
ما ازاین سیاوش دپ خوشمون نمیادتو همیشہ باید پرانرژی باشی فهمیدی؟"
دستشو دور بازوهام حلقہ کردو گفت:
"آنیتا همہ چیز منہ بهم حق بده"
لبخندمهربونی زدم وگفت:
"میدونم عزیزم اون برای ماهم عزیزه تو کہ جای خود داری
ولی رفتی پیش آنیتا نشون نده ناراحتی اونطوری فکرمیکنہ بخاطربچہ ازش دلخوری"
سیاوش:"نمیگم ازمردن بچم ناراحت نیستم
ولی آنیتا واسہ من همیشہ درالویتہ"
کیارش:"بیاین بریم"
باهم رفتیم تو کہ دیدیم آنیتا بارنگ پریده روتختہ بہ ما نگاه میکنہ باسروصدا رفتیم کنارش همہ تندتندازش حالشومی پرسیدیم وحتی فرصت نمیدادیم بیچاره حرف بزنہ کہ آنیتا عصبی گفت:
"اَه خوبم
romangram.com | @romangram_com