#فردا_بدون_من_پارت_181

"من فقط ازتون فیلم گرفتم ولی سیاوش بہ همہ نشونش داداونوبایدبکشی نہ من "

آرسام سرجاش وایستادو برگشت طرف سیاوش بالحن تهدیدگری گفت:

"حساب اونم میرسم آسیاب بہ نوبت"

ودوباره برگشت طرفم جیغ دوباره ای کشیدمو رفتم پشت کیارش وگفتم:

"کیانجاتم بده"

کیارش :"من دخالت نمیکتم خودتون خواهروبرادرحلش کنید"

مشتی بہ پشتش زدم کہ ازجلوم کناررفتو نزدیک بود آرسام بگیرتم سرعتمو بیشترکردمو رفتم تویکی ازاتاقا و دروقفل کردم

آرسام:"بالاخره کہ میای بیرون"

من:"حالا بروحساب سیاوش برس تااونم فرارنکرده "

صدایی ازآرسام نیومدولی بعدچندلحظہ صدای سیاوش اومد کہ با دادمیگفت:

"داداش چرا رم میکنی من کہ کاری نکردم همش زیرسراون خواهرتہ"

آرسام:"وایستا سیاوش،وایستا بهت میگم"

بعدچندلحظہ صدای دراوند وبعد کیارش کہ باخنده میگفت:

"این یکیم فرارکردکہ"

آرسام:"هروقت اومدیدبیرون حسابتونومیرسم "



من:"الو پانتہ آ؟"

باصدای گرفتہ ای گفت:

romangram.com | @romangram_com