#فانوس_پارت_464


پندار: میخواستم بیام عیادت ولی متاسفانه آدرس خونتون رو نداشتم.

سری تکون دادم و گفتم: لطف میکنید. الحمدالله که بهترم.

پندار با لبخند سری تکون داد. رو کردم به کتی و گفتم: زنگ بزن به بچه ها بگو که امروز کلاس برقرار میشه.

کتی سری تکون داد و مشغول کارش شد. وارد اتاقم شدم و کیفم رو روی میز گذاشتم. همین که روی صندلی جا خوش کردم پندار ضربه ای به در زد و گفت: اجازه هست؟

با لبخند گفتم: بفرمایید.

روی صندلی ها نشست و گفت: این چند وقتی که نبودی اینجا زیادی سوت و کور بود.

ـ لطف داری.

ـ سها خیلی نگرانت بود. میگفت اون روزای اول حالت خیلی بد بوده.

سرم رو تکون دادم وگفتم: آره یه سرماخوردگی سخت بود که خوب خدا رو شکر بهتر شدم.

سری تکون داد و گفت: باید بیشتر مواظب خودت باشی. مخصوصا این که عمل داشتی.


romangram.com | @romangram_com