#فانوس_پارت_386


ـ زرنگی. این یکی عوض نداره.

ـ چرا اونوقت؟

ـ چون تو زیادی بچه پرویی.

سرش رو کج کرد و گفت: دیگه چی؟

ـ غد و یه دنده.

ـ و؟

ـ کله خر و زبون نفهم.

با خنده گفت: و؟

ـ همینا بسته دیگه. فعلا برو همینا رو اصلاح کن تا باقیش.

غش غش خندید و من دوباره با دیدن خندش دلم ضعف رفت. سرم رو پایین انداختم و خودم رو با غذام سرگرم کردم که ماتم نبره رو صورتش. انگار اونم فهمید که دیگه چیزی نگفت و تو سکوت غذاش رو خورد.


romangram.com | @romangram_com