#فانوس_پارت_296
ـ آره.
ـ پس بریم که دکتر گفت باید کل شب رو بخوابی زیر دستگاه.
پکر و وارفته دنبالش راه افتادم وبرگشتم به همون اتاقی که اول ورودمون منو برده بود. سها وایمانم اونجا بودند. به هردوشون سلام کردم. سها با لبخند گفت: دیگه داری راحت میشی.
ـ امیدوارم اینجوری بشه.
ایمان: خوب میشی ایشالا.
عماد: ایمان یه دقیقه بیا بیرون کارت دارم.
ایمان و عماد باهم رفتند بیرون. روی تخت نشستم و رو به سها گفتم: از الان اومدی اینجا زنبیل گذاشتی واسه کمپوتا؟
خندید وگفت: ایمان گفت بلبل زبون شدیا، باورم نشد. حالا ناراحتی برگردم؟
ـ نه بابا. یه کمپوته دیگه. از مابه شما بیشتر از اینا رسیده.
بلند زد زیر خنده وگفت: باهمه آره با مام آره؟ دختر تو اومدی تو اتاق من گفتم الان میزنی زیر گریه. چقدر شنگول میزنی.
romangram.com | @romangram_com