#فانوس_پارت_260


ـ راجع به برادرت به وجود نمیاد.

ـ چرا؟ مگه چشه کامیار؟

ـ چیزیش نیست. فقط به درد من نمیخوره.

ـ تومگه چه جوری که به درد تو نمیخوره؟

ـ همونجوری که خودت بهتر از همه میدونی.

کلافه دستی لای موهاش کشید وگفت: تو چته باران؟

ـ چیزیم نیست.

ـ کامیار دوستت داره.

ـ بخاطر همینم میگم به درد من نمیخوره.

ـ منظورت چیه؟


romangram.com | @romangram_com