#فانوس_پارت_222


ایمان: زدی رو دست گوگوش ها!

ابروهام رو توی هم کشیدم وگفتم: گوگوشم آدمه آخه؟

زد زیر خنده وگفت: خانوم خواننده نشده نقد میکنه.

خودم هم خیلی سرحال اومده بودم. به ایمان نگاه کردم وگفتم: یکی دیگه.

ابرویی بالا انداخت وگفت: نه. زیادیت میشه.

ـ اذیت نکن دیگه.

به صفحه ی روبه رویی که یکی از شعرهای فرهاد بود اشاره کردو گفت: این قطعه سخت تره. تمرین کن برای فردا.

به صفحه نگاه کردم ونت هاش رو خوندم. چیزخاصی نداشت وفقط باید ترتیب نت ها رو حفظ میکردی. یه نگاه به نت ها ویه نگاه به کلیدها پارت اولش رو زدم. ایمان دستی زد سر شونه ام وگفت: مگه خوابت نمیاومد؟

ـ بزار اینو بزنم میرم میخوابم.

ـ خودتو خسته نکن.


romangram.com | @romangram_com