#فقط_من_فقط_تو_پارت_346
آمبولانس آژیر کشون حرکت کرد و من ...
فقط از خدا بابامو می خواستم.
گوشیم زنگ خورد. گیج با حال خراب با دستهای لرزون و چشمهای گریون که باعث شده بود تار ببینم گوشیو جواب دادم.
صدای آرتین تو گوشم پیچید. بغضم شکست. گریه ام هق هق شد.
من: آرتین ... آرتین ... بابام.. بابام ..
romangram.com | @romangram_com