#فقط_بخاطر_دخترم_پارت_99

دیگه نمیزدم بازوهامو گرفته بود و تو چشمام نگا میکردو حرف میزد اروم با بغض مردم باچشمای اشکی روبروم داشت از بی ابروییم میگفت

_گفتم زنم پاکه گفتم مثل برگه گله گفتم مادر بچم خ*ی*ا*ن*ت نمیکنه ولی اشتباه بود کمرم و شکوندی مهتاببببب خووووررردم کرررردییییی مهتااااااابببببب

دوباره جنون گرفتش و افتاد به جون وسایل خونه همه چیو شکست و دوباره افتاد به جون سبحان باهمه ی ناتواتیم از جام بلندشدم و رفتم سمتش: پووویااان ترخدااااااا نکنننننن نکننننن

سبحان خون بالا اورد بی اختیار فریاد زدم

رووواااااانییییییییی کشتییییش

پویان سبحانو کوبید روزمین دستشو تو موهاشو کرد فکش منقبض شده بود

_رووووااااااااانیییییی شددددددممممم چوووون عشششششقممممم ییییییییه هررررجاااییییی شدددددددده مییییفهمییی هرررجاااییی خراااب

_ اقای دکتر ما پلیس خبر دادیم بهتر درو باز کنید

_کشت پسره مردمو درو بشکنید

هم من هم پویان گریه میکردیم پویان باچشمای اشکی بهم نگا کردو با بغض گفت: نمیبخشمت مهتاب کمرم شکست امروز داغون شدم نمیبخشمت

_ولم کن نامرد اخخخخخ ایییی

پویان نمک اورده بودو دو زخمای سبحان میریخت و دستامو بسته بود تنها کاری که از دستم برمیومد گریه کردن بود

_مونده حالا بی ناموس مونده شکنجت دست درازی به اموال من بد مجازاتی داره

دییییینگ دییییینگ

_جناب رادمهر بهتره هرچی زود تر درو باز کنید


romangram.com | @romangram_com