#فقط_بخاطر_دخترم_پارت_100
نوره انید توی دلم افتاد سبحان به درک پویانم قاتل میشد به نفس نفس افتاده بودم: کششششتییییش پوووویااان بسه بسه لعنتیییی به حرفم
_خفففففففه شوووو نمییییخواااام صدااای مزخرفتووو بشنووم
ایییییییی نکن .....اییییی
با فوشی که سبحان داد پویان جری شد وکتک زدن سبحان شروع شد
_جناااب رادمهررر هرچه سریع تر درو باز کنیییید واگر نه مجبوریم به زور
با عصبانیت رفتم و درو باز کردم همسایه ها پشت در جمع شده بودن و با دیدنه قیافم هیییع بلندی کشیدی قبله اینکه ماموره چیزه بگه با کله رفتم تو دماغش
_چیییی میگییییی تووو مرتیییکه بزنم سررروووییییستتت کنم
----------------------------------------
_ تو روزه روشن داخل منزلتون همسرتون و یک مرد جوان رو مورد ضرب و شتم قرار دادید و جرم خودتونو با حمله به مامور ما سنگین تر کردید فکر کردید جامعه قانون نداره الان اون مرد به بیمارستان منتقل شده
_هه اگه جامعتون قانون داشت مردماش گه اضافه نمیخوردن
_درست صحبت کن و جرم خودت و سنگین تر نکن دعا کن همسایه هات شکایت نکنن ازت حالا بگو به چه دلیلی همچین کاری کردی جناب دکتر
_شما از خودتون پرسیدید اون مرد جوان چه غلطی تو خونه ی من میکرده هااااااااا از خودتون پررررسییییدیییید من تا وکیلم نیاد حرف نمیزنم
^^^^^^^^^^^^^^^^^^^
نمیشه پویان اگه راستشو بگی مهتاب به جرم زِناع به عرف سنگسار میشه
_چی بگم هاااا نساء چی بگم تو بگو من نمیزارم اون حرومزاده قصر دربره و از طرفی نمیتوتم بزارم مهتاب........هووف اون مادره بچمه نساء
romangram.com | @romangram_com