#فقط_بخاطر_دخترم_پارت_96

_واا کجا میری تو پوویان

_مامان برم خونه هم مهتابو بیارم هم دنباله یه پرونده بگردم هوای تبسم و دارید یا ببرمش

_بیا برو سه تا بچه بزرگ کردم تو میخوای به من یاد بدی

_بابا من که چیزی نگفتم پریا نکشی بچمو

_ایییش

از خونه بیرون اومدم و به سمت ماشین رفتم خانم اکبری یه جمعه روهم کوفتم کردی پرونده گم شده از بی دقتیه خودته خوب دیگه اه

مثل همیشه نگهبان خواب بود نمیدونم واسه چی پول میگیره سواره اسانسور شدم با صدای این زنه از اسانسور خارج شدم دست توی حیبم کردم و کیلیدو در اوردم قفله این بی صاحابم خرابه اخه هر کار میکردم در با کیلید باز نشد ناچار دستمو روی زنگ فشار دادم

_مهتاااااب

_(با لکنت بخونید) او...م...دم صب..ر کن

بعده دو دقیقه مهتاب درو باز کرد از دیدن رنگه پریدش جا خوردم

_مهتاب حالت خوبه بیا تو ببینم

_خوو...ب...م

_رنگت مثل گچ شده چرا یخ زدی

دستشو کشیدم و به سمت اشپزخونه بردم : بیا اینجا بشین

سریع براش یه اب قند درست کردم و گذاشتم جلوش: یزار برم دستگاه فشارو بیارم حتما فشارت افتاده


romangram.com | @romangram_com