#فقط_بخاطر_دخترم_پارت_95

_میاد مهتاب حالش بدبود گفت توبرو من بهترشدم میام

به بهادر اس ام اس دادم : از خونه بیرون نیومده

چند ثانیه بعد صدای گوشیم بلند شد

_نه اقا خیالتون راحت دمه درم بیاد بیرون دنبالش میرم

نفسمو بیرون دادم که دوباره تلفن زنگ خورد :بله بهاااادرررر

_اقای دکتر اکبری هستم

_متاسفم اشتباه گرفتم مشکلی پیش اومده

_اقای دکتر گفته بودی پرونده هارو مرتب کنم ولی وقت نکردم الان اومدم مطب که کارای عقب افتادرو انجام بدم ولی چندتا از پرونده ها نیست ببینید الان پرونده اقای ترابی و پیدا نمیکنم و ایشون هفته بعد عمل دارن

_همونجاهاست بگردید پیدا میشه

_اقای دکتر همه جارو گشتم میشه شما منزلو چک کنی اخه چند وقت پیش چندتا پرونده رو بردید منزل فکر کنم پرونده اقای ترابی بین همونا بوده

_اخه من الان خونه نیستم

_وای اخه اقای دکتر

_خیلی خوب وقت بدید برم خونه رو چک کنم اگه بود خبر میدم

_لطف دارید اقای دکتر

از جام بلندشدم و کتم و برداشتم


romangram.com | @romangram_com