#فقط_بخاطر_دخترم_پارت_86
مریم خانننننننننم
_بفرمایید عروس خانم
شیشه شیره تبسم و سمتش گرفتم و گفتم: میشه تو این اب جوش بریزید
مریم خانم شیشه رو ازم گرفت روی میزناهارخوری توی اشپزخونه نشستم و با انگشتام به میز میزدم که صدای برخورد عصای خاله خانم منو از جا پروند: هِه فقط دوروز اول ازشیره خودت بهش میدادی دختر
_خاله جان من دکتر رفتم شیره من بچه رو سیر نمیکنه
_پس چطور شیره ما بچرو سیر میکرد ایناهمش بهانست شماجوون های امروزی اصلا بویی از احساس مادرانه نبردید و فقط به فکر هیکلتونید
بازم کوتاه اومدم زندگی با این پیره زنه غرغر طاقت فرسا بود
_بفرمایید عروس خانم
خاله خانم بعده تموم شدن غرغراش رفتو منم بعده درست کردن شیره تبسم از اشپزخونه خارج شدم و غرغرای خاله خانم که هنوز بگوش میرسیدرو نادیده گرفتم: دختره با لباس ورزشی تو خونه راه میره از گستاخیشم پیداست از خانواده ی اصیلی نیست
وارد اتاق شدم پویان هنوزم داشت تبسم و تو اتاق میچرخوند: پویان بزار شیرشو بدم اینقدرم بغلش نکن بغلی میشه
پویان: اخه دیگه اخراشه از فردا دیگه باید برم سرکار دلم واسش تنگ میشه
مهتاب: خوب بیا شیرشم بده تا من دوش بگیرم سرم درد گرفت
پویان: هنوزم دیر نشده ها میخوای بریم خونه خودمون
مهتاب: زشته پویان مامان مهسا ناراحت میشه
به سمت حموم رفتم و وان و از ابگرم پرکردم درسته تحمل خاله خانم سخت بود ولی نیتونستم باعث ناراحتی مامان مهسا بشم
romangram.com | @romangram_com