#فقط_بخاطر_دخترم_پارت_129

یه لبخند غمگین رو صورتش نشست دست منو کشید برد رو صندلی نشوند خودشم روبروم نشست و گفت::بگو ببینم چه خبر؟؟ مامان خوبه ؟؟بابا خوبه؟؟ پریا چی؟چه رشته ای قبول شده ؟؟ دخترت شبیه کیه؟؟

با تعجب نگاهش کردم و گفتم::از کجا میدونی من دختر دارم؟؟؟

پیام:خبرا میرسه اقا داداش فکر کردی اونقدر تحمل دارم بدون خبر گرفت تز شما به زندگیم ادامه بدم حالا بگو ببینم شبیه کیه؟؟؟

اروم خندیدمو گفتم: همه خوبن فقط مامانم بعده رفتنت خیلی شکسته تر شد .......دخترمم خوبه کپی خودته فقط از نوع دخترونش......

اونقدر گرم صحبت کردن با پیام شده بودم که یادم رفت امیدی اون بیرون منتظره منه

در اتاقو زدن و یه گارسون اومد تو و گفت

Mr victim was standing outside says Mr. Snoopy Radmehr calling you?

(قربان یه اقایی بیرون ایستاده میگه اقای پویان رادمهر رو صدا کنید ؟؟؟؟؟)

پیام::با کی اومدی

_امید

_هههههههع هنوزم بااون کپک دوستی

____________________

_خداحافظ داداش

_پیام بیا و تمومش کن چون قول دادم هیچی به مامان نمیگم ولی به مولا اگه این بازی رو تموم نکنی خودم با خاله خانم میام میبرمت ایران

املی::من دوست داشت ایران دید ، دنیل هم دوست داشت دید ایران، پیام نخواست اومد ایران


romangram.com | @romangram_com