#فقط_بخاطر_دخترم_پارت_120
_یه شماره عجیب غریب بود..باشک گوشیو برداشتم و گفتم
+بله بفرمایید؟؟
::،الو مهتاب من رسیدم ....
+ شما؟؟
::،پویانم بابا..
با گفتن این حرف ذوق کردمو با هیجان گفتم ::وای پویان رسیدی حالت خوبه
جواب سوالمو نداد و پرسید :تبسم خوبه؟؟ گوشیو بده بهش
ناراحت شدم ولی بدون تغیر دادن لحنم گفتم :: اونم خوبه .......حسابی داره خوش میگذرونه.....ولی الان خوابید
پویان::باشه حواست خیلی بهش باشه
من::توهم مواظب خودت باش
پویان:: باید برم حاظرشم خدافظ
اروم و زمزمه وار گفتم::خدافظی نکن عشقم بگو به امید،دیدار
نگین::وای خداااا چقدر تو نازی اخه خوشگلکم وای مامان ببینش
زن عمو::خدا حفظش کنه سیمین واسش یه اسفند دود کن
فاطمه::عکسای به دنیا اومدنشو داری
romangram.com | @romangram_com