#فقط_بخاطر_دخترم_پارت_118
بچه ها میرفتن سمت ونی که اومده بود دنبالشون تا برن هتل
امید::من هتلی که اینا میرن نمیاما اون جلالی هست اصلا میبینمش اب روغن قاطی میکنم
منم دلخوشی ازشون تداشتم بنابراین جلوی تاکسی دست تکون دادم و گفتم ::
We got out of one of the fine hotels of the city
(مارو ببرید ب یکی از هتل های خوب شهر)
راننده:
Ok sure
(چشم حتما)
توی تاکسی نشسته بودیم که صدای تلفن امید بلند شد
امید:: سلام استاد
استاد _...................
امید:: نه ما باهاشون نرفتیم اره میخوایم بریم پیش یکی از اشناها بعد استراحت حتما میایم
استاد _/...................
امید ::چشم حتما ..فعلا
گوشیو قط کرد
romangram.com | @romangram_com