#فقط_بخاطر_دخترم_پارت_109
چشماش قرمز شده بود و رگه پیشونیش بالا اومده ترسیدم ولی ادامه دادم: میخواست ازت جداشم تابرم پیش خودش گفت اگه بعده به دنیا اومدن بچه نیای پیشم عکسارو میدم به پویان
میون هقهقم صدای غرش پویان منو به خودم لرزوند: مممممگههههههه اووووننن عکسااااااااا چیییییی بووووودنننننن
-.............هه..هه.. ههه ....
-گرررررریه نکننننن جوااااببببی منوووو بده مهتااااااببببب اون عکساااا چییی بودننننن که من نباید میدیدمممم
-عک...سای...عکسای منو محمد ولییی چیزه بدییی نبووود عکسااا تو خونست بیاااا بریممم تهران تا نشونت بدمممم پووووییییاااان به جون تببببسممم راست میگممم باورررم کن من ...من...عاااااشقتتتت شدممم ....پووویااان من عاشقتتتت شدممممممم نمیتونستممم برگشته محمد به زندگیمو تحمل کنم تحمل قیافه گرفتنتووووو نداشتمممم واسه همون پنهان کردم وایه حفظ کردنت ولییی نمیدونستم با این کارم بدتر از دستت میدم هرگز نمیدونستممم
-چی....چییییی...گفتی..؟؟
-......هه....هه...
-گرررریهههه نکننننن بگوووو چییی گفتییی مهتاااااب دوباره تکرارررکن
-پو..یان..من ..دوست دارم ...عاشقت شدم.....نمیتونستمم ببینم
-دروووووغه دارییییی چرررت میگییی توووو چمییییدووونیییی دوستتتت داشتن و دوستتتت داشته شدن چیه هااااا تووووو چمیییییدووونیییی عششششق یعنییی چییی تو فکر کردیی عشقییی که من نسبت بهت داشتم یه حسه بچه گونه مثل حسه توبه محمد بود اررررره جمع کن خودتو ، تو هیچی از دنیای عاشقی و مهربونی نمیدونی مهتاب تو نمیدونی عشق چیه این قصه هارو واسه من نساز میگی عاشقمی ولی چشمات اینو نمیگه
چون میخوای از دست کاری ک کردی خلاص شی اینو میگی
تو همون بودی ک ب من میگفتی ...از محمد از عشقم جدام کردی تو یادت رفته بهم میگفتی ازم متنفری چیشد حالا عشقت به محمد تموم شد و نفرتت از من شد عشششق میخواییی باوررر کنمم اینووووو مهتااااااب
-پووویان بخدا راست میگم من عاشقت شدم از وقتی فهمیدم حاملم کم کم مهرت به دلم افتاد و با به دنیا اومدن تبسم این حسم قوی شد تررررخداااااا باوررر کن واسه خلاصییی نمییگممم راستتت میگم به سَرت قسم حاضرم بمیرم واستتتت بفهممم بخاطره عشقم اینکارو کردم محمد ، سبحان یا هر خره دیگه ایی واسم مهم نیست الان فقط اسم تو روی قل*ب*م هک شده توووو پدربچمممم
-بسسس کن حالم از تو و دروغات بهم میخوره دیگه حتی نمیخوام تو چشمات نگاه کنم مهتاب ....من عاشقت بودم .....اما تو نه ......
تو به اجباری زنم شدی .........اجباری ازم بچه دار شدی ........از کارات خسته شدم مهتاب خستم کردی
romangram.com | @romangram_com