#ازدواج_به_سبک_کنکوری_پارت_566
- چی؟ تو بیداری؟ الان حالیت می کنم. من رو سر کار میزاری دیگه ...
پتو رو از روم کنار زد و خواست قلقلکم کنه که چشم هاش رو شکمم ثابت موند. خنده ام گرفته بود از شکلش. دستش رو روی شکمم گذاشت و گفت:
- بالش گذاشتی؟
زدم زیر خنده و گفتم:
- نه گشنه ام بود بچه مون رو قورت دادم.
اول هنگ کرد. اما با شنیدن کلمه بچه از روی تخت بغلم کرد و گفت:
- باورم نمیشه ... یعنی اون گل ها ... کیک توی یخچال هم ... ؟
چشم هام رو باز و بسته کردم و گفتم:
- اوهوم می خواستم سورپرایزت کنم.
romangram.com | @romangram_com