#ازدواج_به_سبک_کنکوری_پارت_542

سیما: نه، فقط باید توضیح بدم. اجازه میدی؟

با دست بهش اشاره کردم که بشینه و خودم مشغول دم کردن چایی شدم. شاید اگه اون واسم توضیح می داد خیلی بهتر بود ... چون ممکن بود آریان خیلی از مسائل رو به نفع خودش توضیح می داد.

رو به روش نشستم و گفتم:

- می شنوم.

سیما: نمی دونم از کجا باید واست بگم. اصلا نمی دونم این چیزایی رو که می خوام بگم تو می دونی یا نه؟

سرم رو پایین انداختم و همونطور که با حلقه م بازی می کردم گفتم:

- می دونم قبلا با هم نامزد بودید.

سرش رو تکون داد و گفت:

- آره اما خیلی کوتاه بود. به نظر من آریان اون موقع دچار یه شیفتگی ساده شده بود. خوب اقتضای سنش هم بود. منم هنوز تو بچگی بودم و خیلی کار های اشتباه کردم که باعث شد از دستش بدم. بگذریم ... اولین باری که با تو دیدمش رفتارتون رو زیر نظر گرفتم. با تو اونقدر ها گرم نبود ... می دونی چی می گم؟

romangram.com | @romangram_com