#ازدواج_به_سبک_کنکوری_پارت_541
برگشتم سمتش و با لحن تندی گفتم:
- تو کی هستی که بخوای زندگی من رو بهم بریزی؟ اگه قرار به حرفی هم باشه آریان باید بزنه نه تو. زود برو بیرون.
سیما: اما تو داری اشتباه می کنی. بچه نشو.
- نمی خوام توضیحی بشنوم. لطفا تو مسائل خصوصی من و شوهرم دخالت نکن.
دستش رو روی شونه ام گذاشت و گفت:
- باشه ... فقط اومدم بگم آریان کار اشتباهی نکرده ... از وقتی من و فرهاد طلاق گرفتیم بخاطر اینکه مشغول باشم اجازه داد پشتیبان کلاسش شم. همین. حالا اینکه اونروز تو موقعی رسیدی که موضوع خنده داری اتفاق افتاده تقصیر اون بیچاره نیست که خندید.
دستش رو از شونه ام جدا کردم و گفتم:
- اون وضعیتتونم اتفاقی بوده دیگه؟
romangram.com | @romangram_com