#ازدواج_به_سبک_کنکوری_پارت_405
- اصلا می دونی چیه؟ دستمال ندارم. نمیشه پاکش کنم.
آریان: مطمئنی دستمال نداری دیگه؟
همونطور که عقب عقب می رفتم به درخت تکیه دادم و گفتم:
- اوهوم
آریان: خودت خواستی ... الان خودم واست پاکش می کنم.
و بهم نزدیکتر شد. هر چقدر خواستم هولش بدم از جا تکون نخورد. چشمام رو به اطراف چرخوندم. خداروشکر کسی نبود. اینطوری کمتر خجالت می کشیدم. به صورت آریان خیره شدم و بی خیال رنگ رژلب نازنینم شدم.
نفهمیدم چقدر گذشت که آریان ازم فاصله گرفت و چونه ام رو گرفت و سرم رو بالا آورد و چشماش رو ریز کرد و به لب هام نگاه کرد. پسر پرو خجالتم نمی کشید.
آریان: ببین رنگش خوب شده ها ولی یکم زیادی تابلویی.خوبیت نداره اینطوری بریم.
romangram.com | @romangram_com