#ازدواج_به_سبک_کنکوری_پارت_404
جلو آینه ایستادم. مانتوم رو تنم کردم و مرتبش کردم. موهام رو هم پشت سرم بستم و یکمش رو یه طرف صورتم ریختم. رژم رو تجدید کردم و شالم رو جلو کشیدم. مطمئنا دیگه از نظر آریان هم تایید می شدم. با اعتماد به سقف از سالن خارج شدم و به طرف محلی که آریان گفته بود رفتم.
کنار درخت بلندی ایستاده بود و با نوک کفش هاش به زمین ضربه میزد. پریدم جلوش و گفتم:
- تیپم چطوره؟ ببین چه دختر حرف گوش کنی هستم ...
با شنیدن صدام سرش رو بالا آوردم شروع به بررسی کردن سر و وضعم کرد و در آخر گفت:
- خوبه؛ فقط چرا انقدر رژت پر رنگه؟ پاکش کن.
ااا ... رژ به این خوشرنگی رو نزده بودم که بهم بگه پاکش کن. باز هم ناخودآگاه چون ناراحت شده بودم لب هام شبیه اردک شده بود و گفتم:
- آریان ... بیخیال ... رنگش رو دوست دارم.
آریان: پری بحث نکن. رنگش جلف ... پاک کن سریع
دست به سینه ایستادم و گفتم:
romangram.com | @romangram_com