#ازدواج_به_سبک_کنکوری_پارت_343


- آریان بریم تو روخدا ... من این دختره رو نمی تونم تحمل کنم حتی یه ساعت ...

خودمم نمی دونم چرا این حرف ها رو زدم. لبخندی زد و لپم رو کشید و گفت:

- حسود کوچولو ... چشم می ریم. تو فقط یه دوش آب گرم بگیر و لباسات رو عوض کن بعد هر جا خواستی می برمت.

به حمام شیشه ا ی که کنار اتاق بود اشاره کردم و گفتم:

- نگو که باید اینجا دوش بگیرم.

مرموز خندید و گفت:

- دقیقا باید همین جا دوش بگیری. پنج دقیقه دوش گرفتن که این حرفا رو نداره.

دست به سینه ایستادم و گفتم:


romangram.com | @romangram_com