#ازدواج_به_سبک_کنکوری_پارت_344

- اتفاقا پنج دقیقه بد تره. تو پنج دقیقه که این حمام بخار نمی گیره. من اصلا نمی خوام دوش بگیرم.

بلند تر خندید و گفت:

- اصلا من می رم پایین تا تو دوش بگیری. خوبه؟

چشمام رو ریز کردم و گفتم:

- چشمم روشن دیگه چی؟

یه نگاه به اتاق کردم تا یه جای درست واسه آریان پیدا کنم طوری که به حمام دید نداشته باشه.

یه تخت دو نفره و کنارش یه میز گرد چوبی کوچیک و سمت دیگه اش هم دو تا پنجره کوچیک که به دریا دید داشت. پایین تخت هم چند تا مبل چرمی چیده شده بود. آستینش رو گرفتم و نشوندمش رو تخت و صورتشو به سمت پنجره چرخوندم. انگشتمو به نشونه تهدید بالا آوردم و گفتم:

- همین جا می شینی و به دریا نگاه می کنی تا من بر گردم.

لبخندی زد و گفت:

romangram.com | @romangram_com