#ازدواج_به_سبک_کنکوری_پارت_305
این بار نتونست خودش رو کنترل کنه و صدای خنده اش بلند شد.
نمی دونم از روی خجالت بود یا پروگی ولی گفتم:
- پاشو برو سر کار. تو کار و زندگی نداری؟ دیشب تاحالا هی میخنده.اه
از پشت میز بلند شد و گفت:
- یعنی شیفته خجالت کشیدنتم.
سویچ رو از روی اپن برداشت و از خونه خارج شد. منم سریع به سمت تلفن رففتم و شماره خونمون رو گرفتم.
- الو مامان
مامان: سلام عزیزم
romangram.com | @romangram_com