#ازدواج_به_سبک_کنکوری_پارت_293


روی یک دستش تکیه داد و نیمخیز شد و گفت:

- آره. جدی.

انگار قصد رفتن نداشت. جلو آینه ایستادم و همونطور که موهام رو باز می کردم گفتم:

- تازه می دونستی هیچ جا هم اتاق خود آدم نمیشه؟

و از آینه نگاهی بهش انداختم. لباش رو جمع کرد تا خنده اش رو نبینم و گفت:

- اونوقت منظور؟

دستام رو تو هوا تکون دادم و گفتم:

- هیچی منظور اینکه بری اتاق خودت بهتر نیست؟


romangram.com | @romangram_com