#ازدواج_به_سبک_کنکوری_پارت_252
- واسه من صدات رو بلند نکن. اینجا هم جای دعوا نیست.
با هم از کافی شاپ خارج شدیم. با خشم بهم نگاه کردم و اونم بد تر بهم چشم غره ای رفت که دیگه دهنم بسته شد. دستم رو توی دستش فشار داد. بغض کردم. دستم رو از دستش بیرون کشیدم و دویدم به سمت درب خروجی ... صدای آریان رو می شنیدم ولی محل نگذاشتم. حق نداشت روزمو خراب کنه. حق نداشت به دوستم توهین کنه. هر کاری دلش خواست تا اینجا کرده بود ولی دیگه کوتاه نمی اومدم.
برای اولین تاکسی دست بلند کردم و قبل اینکه آریان بهم برسه به راننده گفتم:
- سریع برو.
راننده: مسیرتون خانوم؟
سریع آدرس خونه رو بهش گفتم. هیچ جای دیگه ای به ذهنم نمی رسید.
راننده: خانوم به مسیرم نمی خوره.
راهنما زد تا پارک کنه. به عقب برگشتم. ماشین آریان پشت چراغ قرمز مونده بود. سریع گفتم:
- هزینه اش هر چقدر باشه پرداخت می کنم.
romangram.com | @romangram_com