#ازدواج_به_سبک_کنکوری_پارت_251
- خواهش می کنم عزیزم کاری داشتی بازم خبرم کن.
با اجازه ای گفت و از ما جدا شد. با حرص برگشتم سمتش و گفتم:
- کی گفت بیای دنبالم؟ یه روز خواستم با دوستم خوش باشم ها ... اون از عروسی که معلوم نیست واسه چی انقدر عجله می کنی اونم از الان. آریان من نمی فهمم دلیل این عجله ات چیه؟ هان؟ بگو منم بدونم. ما هنوز دو ماه از عقدمون نگذشته.
خونسرد گفتم:
- زنمی اختیارت باهامه. هر وقت دلم بخواد دستت رو می گیرم و می برمت خونم. دلیلی نداره بقیه فضولی کنن. دیگه هم لطف کن دور اینطور دوستات رو خط بکش خوشم نمیاد زنم با هرکسی بیرون بره.
داشت به سوگل توهین می کرد. اعصابمو خرد کرد. هر کاری دلش می خواست انجام می داد. صدام رو بلند تر کردم و گفتم:
- بیخود واسه من تعیین تکلیف نکن. دوست من هر کسی نیست. حرف دهنتو بفهم.
دستمو گرفت و از جا بلندم کرد و گفت:
romangram.com | @romangram_com