#ازدواج_توتیا_پارت_181
هادی- بشین نمی خواد.
از سر گنگی و نا مفهومی حرفی که هادی زد یه نگاه بهش کردم و بعد سرمو به زیر انداختم چرا دوست نداره مادرش بیاد بالا. بیچاره تک و تنها پایین نشسته هر روز من می رفتم پایین حالا امروز که نرفتم هادی خونه بود اون باید می اومد بالا.
نمی دونم اون روز هادی چش بود انگار نگاهش به من دوخته شده بود، هر جا می رفتم با نگاهش منو می پایید، انگار تلویزیونِ پیش روش الکی روشن بود یا اگر گاهی اون کتاب راه کسب و کار تجارت تو دستش بود برای یه فیگور تو خالی بود. انقدر که منو می پایید یکریز خراب کاری می کردم. گلدون روی اپن که از دستم افتاد شاکی دستمالو روی اپن گذاشتم و با کمی حرص گفتم:
– می شه انقدر منو نپایی؟ انقد نگام می کنی که هول می شم این سومین چیزی بود که امروز شکستم.
هادی هیچ عکس العملی نشون نداد و فقط منو نگاه کرد، یه نفس کشیدیم و خرده های گلدون شکسته رو جمع کردم و زیر لب گفتم:
– معلوم نیست چشه، سرما خورده یا مرض نگاه کردن گرفته توی این همه مدت یادش رفته بود منو نگاه کنه تازه فهمیده دیدنی ـم.
صدای زنگ اومد. چادر سر کردم دیدم هانی و حسامند، باید نایلون پر از آب میوه و شلغم و.. تا دیدم خنده ام گرفت و هانی گفت: تیر که نخورده انقدر چیز میز خریدیم، نه؟
خندیدم و گفتم: نه دستتون درد نکنه.
حسام اومد تو و گفت: سلام. بیداره؟
– سلام آره تو هال نشسته، ناهار امروزتونو یادم رفته بود بدم ببخشید. ناهار چی خوردید؟
هانی – نون پنیر.
– نون پنیر؟!
حسام- آخه نون پنیر خندق بلای اونو پر می کنه؟ تو چرا باور می کنی؟
– مادر جون به امید من ناهار براتون درست نکرد منم که یادم رفت ناهارتونو بدم.
هانی- دیگه هادی نباشه همین می شه دیگه.
خندیدم و گفتم: آقا هادی انقدر بدجنس نباش.
هانی- بیا هادی برات آبمیوه گرفتم که تا صبح بخوری سر و پا بشی.
هادی- سفارشای محمدی رو دادی؟ چک داد یا نقد حساب کرد؟
آبمیوه ها رو از هانی گرفتم و گفتم: دستت در نکنه.
حسام جواب هادی رو داد. تا یه سینی چای بریزم مادر جون هم اومد بالا و همه دور هم نشستیم و پسرا از کارای امروز حرف می زدند و اصلاً حواسشون به من و آهو خانم نبود که آهو خانم گفت:
– مادر، توتیا؛ امروز این همسایه روبروییمون راضیه خانم رو می گم. اومد گفت: «بهم گفته بودی عروست خیاطی می کنه بگو تا می تونه برام یه کت دامن مجلسی بدوزه.»
– راستش باید مدلش ـو..
هادی- نه.
romangram.com | @romangram_com