#ازدواج_به_سبک_اجباری_پارت_193


اوووووووووووه چه خبره ؟ حق توهین به همدیگه رو ندارید...مگه چی شده ؟

مامان این دخترت ببین چه بلایی سر صورت نازنین من درآورده ...

با این حرفش تازه به صورتش توجه کردم هم من هم علی ... جفتمون زدیم زیر خنده ... امان از این بچه ها ...

به زور خندمو کنترل کردم و رو به فاطیما گفتم :

دخترم چرا نصف ریش که نه ته ریش برادرتو زدی ؟

مامان ما شرط بسته بودیم که اگه من ریاضیمو بیست بشم هر کاری خواستم انجام بده ولی اون زد زیر قولش و منم تلافی کردم...

نه فاطیما کارت اشتباه بوده ناسلامتی 18 سالته و امسال کنکور می خوای بدی ... زود برو از برادرت عذر خواهی کن...

ولی مامان...

ولی و اما نداریم ...

فاطیما از پشت من در اومد ، رفت روبروی امیرعلی وایساد ، خیلی سختش بود ولی به زور گفت :

بب...ببخ...ببخشید داداش...

بعدم زود دوید سمت اتاقش ...

امیرعلی اومد بره که علی بهش گفت :

شما هم امیرعلی خان دیگه 21 سالته زشته به خواهرت قول می دی و عمل نمی کنی ... از قدیم گفتن مرده و قولش...


romangram.com | @romangram_com