#ازدواج_به_سبک_اجباری_پارت_180
حال خانم من خوب نیست یعنی کسی توی این بیمارستان نباید هر چند دقه یه بار بیاد و به بیمارا رسیدگی کنه؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!
پرستاره اومد جلو و با همون اخمش سرم منو چک کرد و یه آمپول بهش زد و گفت :
فعلا یه مسکن تزریق کردم که خواب آور هستش این درد طبیعیه بالاخره ایشون یه ...
یه دفه علی هول شد و با دستپاچگی مشهودی حرف پرستار رو قطع کرد و گفت :
خیلی ممنون که رسیدگی کردین...
برای چی علی هول شد ؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!! مگه پرستاره چی می خواست بگه ؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!
چشمام گرم شد و پلکام روی هم افتاد و دیگه هیچی نفهمیدم...
با صدای صحبت کردن دو زن هوشیار شدم ولی چشمامو باز نکردم :
ـ آخی ببین چقدر خوشگله حیف همچین زن ناز و ظریفی ...
ـ چرا حیف مگه چی شده ؟
ـ مگه نمی دونی ؟
ـ نه
ـ مثه اینکه شوهرش یه پلیسه و اینم که زنش باشه رو یه گروه قاچاقچی گروگان می گیرن توی این شکنجه هایی که انجام دادن یه جنین چند روزه سقط میشه مثه اینکه خودشم از این حاملگی بی خبر بوده حقم داشته خب چند روزش بیشتر نبوده خلاصه علاوه بر این سقط اون ضربه هایی که به شکمش وارد شده باعث شده رحمش آسیب جدی ای ببینه ...
romangram.com | @romangram_com