#ازدواج_به_سبک_اجباری_پارت_135


می تونی خودت لباستو عوض کنی؟

چشمامو بستم اومدم بگم نه نمی تونم ولی به جاش گفتم:

آره می تونم...

رفت بیرون.چند دقیقه به سقف خیره شدم...آروم بلند شدم و رفتم توی حموم ، وانو پر کردم و توش خوابیدم...چشمامو بستم و توی افکار مختلف و پیچیده ام غرق شدم...یه دفه با صدای مشت و لگد به در حموم به خودم اومدم و با صدای بلندی گفتم:

بللللللللللللللللللللللله

علی با صدای عصبی فریاد زد:

حالت خوبه؟

آره خوبم

پس چرا هر چی صدات زدم جواب ندادی؟

ببخشید متوجه نشدم

خیلی خب می خواستم بگم من دارم می رم کلانتری عصر بر میگردم غذا هم برات گذاشتم روی میز با من کاری نداری؟

نه

پس خداحافظ

خدانگهدارت


romangram.com | @romangram_com