#اعتراف_در_دقیقه_نود__پارت_125
استادوقتی دید که ما متوجهش شدیم به طرفمون اومدوروکردبه من وگفت:
خانم رحیمی میتونم چندلحظه وقتتون روبگیرم؟
پری که ازخداش بود هرچه زودترازاون محیط فرارکنه گفت:
من تومحوطه منتظرت می مونم وباقدم های بلندی ازمادورشد.
همونطورکه رفتن پری رو تماشا می کردم گفتم:
خواهش می کنم استاد .
شنیدم گفتیدراجع به سهراب سپهری می خواید تحقیق کنید.
درست شنید ید.
کاراشو دوست دارید؟
من عاشق سروده های سهراب سپهریم!
خوب من چندکتاب خوب راجع به سهراب سپهری دارم که اگه بخواید می تونم دراختیارتون قراربدم.
ازاونجایکه معذب بودم ودلم نمی خواست دیگه بیشترازاین بحث روکشش بدم گفتم:
romangram.com | @romangram_com