#اعتراف_در_دقیقه_نود__پارت_105
متعجب به آقای زمانی نگاه کردم .می دونستم انگلیسی روخوب حرف می زنه اما نمی دونستم اسپانیایی هم به این خوبی بلده!
بعدازتوضیحات النا که باشور وهیجان تعریف می کرد . آقای زمانی لبخندی زدوباغرورگفت:
البته کیه که این مفاخرعلم وادب ایران زمین رونشناسه.
درهمین حین کیان باخوشحالی گفت:
خوب میرم ببینم برای امروزبلیط پروازگیر میارم یانه
بعداضافه کرد
خوب اگه بلیطا اوکی شد کیابامامسافرن ؟
مرضیه خانم که همون اول انصراف خودش رواعلام کرد وگفت چون الان زمستونه وهواخیلی سرده مسافرت رفتن براش مشکله .
کیان روبه آقای زمانی کردوگفت:
اینکه ازمامان شماچی پدر؟
منم برای اینجورمسافرتهای ضربتی دیگه پیرشدم بابا شماجوونا خودتون برید بیشتر بهتون خوش می گذره .
آقای زمانی بااتمام حرفاش ازپشت میزبلندشدو جمع ماراترک کرد.
romangram.com | @romangram_com