#عشقی_برای_کشتن_پارت_100
سهیل:اینو باید به شاهین گفت..
مادر:هردوتون رو میگم...درهر صورت سهیل توهم حق نداری همه چیزو بندازی گردن شاهین..درسته شاهین باعث مرگ بچه تو شده امّا جفتتون به اندازه هم مقصرید و منو پدرتونو ناراحت کردید،کسی که حقش بود زجر بکشه شوهر سارا بود نه یه دختر بیگناه.
به سهیلو شاهین نگاهی انداختو گفت:جفتتون بزدلین.
اینو گفت وبلند شد رفت بیرون.
سهیل رو به شاهین گفت:فکر نکن میتونی از دست من فرار کنیا..نه...من انتقام بچه ام رو ازت میگیرم، به هر قیمتی که شده...همونطورکه توبه بچم رحم نکردی...منم به تو رحم نمیکنم، تو هیچوقت تو زندگیت عاشق نشدی که بفهمی من چه حسی دارم..هیچوقت نمیفهمی.
شاهین سهیلو نگاه کردو با اخم گفت: سهیل..
_:چیه؟ مگه دروغ میگم؟...بهتره با حقیقت روبه رو بشی...تو اصلا از مهرو عاطفه چیزی نمیدونی، اِی کاش منم از همون اول باتو همکاری نمیکردم وطبق گفته مادرمون میرفتم دنبال شوهر نامرد سارا ..ولی من همه چیزو واسه رز جبران میکنم وخوشبختش میکنم...تو هم نمیتونی جلومونو بگیری..
بعد بلند شدو رفت. شاهین هم عصبانی شدو مشتشو کوبید رو میز.
شاهین:ادامه بده سهیل..ادامه بده...من الان سکوت کردم ولی پشت سر جبران میکنم...میبینی.
romangram.com | @romangram_com