#عشقی_برای_کشتن_پارت_99


شاهین:آخه مادر..میشنوین چی میگه؟.
مادرروبه شاهین با تعجب گفت:منظور سهیل چی بود؟ تو بچشونو از بین بردی آره؟ چرا؟.
شاهین:خوب...خوب.. سهیل:حرف بزن...
شاهین که دید دیگه راه فراری نداره دلو زد به دریا و گفت:مادر اون باعث مرگ سارا شده..باید تاوانشو پس بده، شما الآن باید بیشتر ازمن تشنه انتقام باشید، چون اون دخترتون بود..پاره تنتون بود.

مادرش هم پوز خندی زدو گفت:من اگر بخوام انتقام بگیرم اون شخص رز نیست... شماها خیلی احمقید، بجای اینکه بریدو یقه ی شوهر خواهرتونو بگیرید واز اون انتقام بگیرید...دارید زندگی یه دختر بیگناه رو خراب میکنید؟...البته جای تعجبی هم نداره چون شماها همیشه از اون میترسیدید... فقط بروی خودتون نمیاوردید..شماها همیشه از شوهر سارا وحشت داشتید.

شاهین:مادر... مادر:چیه؟ دروغ میگم؟...نکنه من وسهیل اشتباه میکنیمو فقط تو درست میگی.
شاهین:من یه همچین جسارتی نکردم ولی...
مادر:ولی چی؟...شماها اصلا جرأت انتقام گرفتن از اونو ندارید..شماها باید اونو پیدا کنیدو از اون انتقام بگیرید.

romangram.com | @romangram_com