#عشقی_از_جنس_اجبار_پارت_215
_اجازه میدی؟!.
سرمو به نشونه نه تکون دادم که گفت_حتی ارزش ندارم بغلت کنم؟!....
+ارمیا...اون روز تو بغلم کردی...امروزم بغلم کن....بغلم کن....
تو یه حرکت تو اغوش مردونش رفتم....محکم بغلم کرد ...اشکام پیرهن مردونشو خیس میکرد...پشتم مردم میلرزید...پشتش میلرزید ..
بد کرد بهم،بد کردم بهش....
با گریه گفتم_ارمیا؟!..
با صدای خش داری گفت_جونم نفسم؟!...
+الان دوسم داری؟!....
_اره ...اره لعنتی ....دوستت دارم....دوستت دارم.. .خیلی دوستت دارم....دنیا رو دیدی؟!...
مکثی کرد گفت_بخاطرت از همه دنیا میگذرم...بیخشید بابت تموم بدیام ...بابت دلت که شکوندمش...بابت غرورت که خورد شد....بابت تموم سختیایی که کشیدی....بابت اینکه عاشقم شدی....همش شرمنده ام...
سرمو بوسید گفت_بابت همشون معذرت میخوام.....
سرمو اوردم عقب صورت مردم خیس بود...خیس بود....
دستمو رو صورتش کشیدم گفتم_مرد من گریه نمیکنه...مرد من اشک نمیریزه....
_مردام میشکنن...مردام گریه میکنن...
دستمو گرفت گذاشت روی سینشو گفت_میبینی تند تند میزنه؟!...
سرمو به نشونه اره تکون دادم که گفت_واسه تو میزنه....فقط واسه تو....
**ضربان قلبم .....
romangram.com | @romangram_com