#عشقی_از_جنس_اجبار_پارت_189
ارمیا...
وقتی گفت دوستت ندارم حس کردم یخ کردم...
غزاله من انقدر سرد نبود...اما من نمیزارم...نمیزارم این سری از دستن بره....
هنوز تو شوک حرفاشم...من چیکار کردم با زن بچه ام...هه بچه ام...اون دختر کوچولو ناز که وقتی بغلش کرده بودم حسی متفاوت داشتم دختر منه..
خون من تو رگاشههه.....
میخوام پدرش باشم...چقدر بهم حسودی میشد تو این سالا که کسری (پسر عرفان و کیمیا)...به عرفان میگه بابا....چقدر حسرت داشتم وقتی تو یه مجلس همه عشقشونو میگیرن تو دستشون ولی من حتی نمیدونسم عشقم کجاس....
من تاوان دادم...منم تاوان دادم...تاوان تمون اشکای غزالو دادم...بازم تاوان میدم...حاضرم بازم تاوان بدم ولی غزال مال من باشه ....فقط...من ..
به زمین خیره شده بودم. .....تو فکر غزاله...
ملودی_نمیریم؟!...
تند گفتم_میشه خفه شیو گورتو گم کنهپپ.
ملودی_وا چته؟!
با اخم گفتم_بهت گفتم قبول میکنم باهات ازدواج کنم چون میدونسم از طریق تو غزالو پیدا کنم...ولی حالا که پیدا کردم....تو یه اشغال بیشتر نیسی....هری...
ملودی_هه عوضی....فکر کردی غزاله بر میگیرده....نه جونممم...بر نمیگرده....تو انقدر اشغال بازی در اوردی که اون بر نمیگیرده....
خیز برداشتم سمتشو با صدای بلندی گفتم_نیگا بچههه...به تو ربطی نداره ...شیرفهم شد....تو گمشو به هرزه بازیات برس...
ملودی_هه ارمیا سرمدی ...تاوان این حرفایی که زدیو میدی...
_گمشو بابا ..هیچ گهی نمیتونی بخوری..
ملودی_میبینم...
romangram.com | @romangram_com