#عشقی_از_جنس_اجبار_پارت_186


سرشو بالا اورد ..معلوم بود عصبانی شده...

سریع گفت_خفه شو ...مت غزاله گذشته نیستم که هر چی بگی بهش هیچی نگه

پوزخندی زدمو گفتم_مثلا میخوای چیکار کنی...

_اینکار....

با کاری که غزاله کرد هنگ کردم....اون زد زیر گوش من....

غزاله....

دیگه داشت اشکم در میومد...این چی میگه...بعد چهار سال اومده سراغم بهم میگه هرزه...به کسی که هر شب با عکساش میخوابه...‌

عصبی شدمو سریع گفتم_خفه شو ...من غزاله گزشته نیستم که هر چی بگی هیچی نگههه

پوزخندی زدو گفت_مثلا میخوای چیکار کنی؟!

_اینکار....

دست خودم نبودم...دستمو بالا اوردمو محکم کوبیدم زیر گوشش...بشکنه دستم...(بشکنه دستم الهیی....)

خودمم از کارم تعجب کرده بودم ولی خودمو نباختم به صورت پر از بهتش نگاه کردمو گفتم_هرزه تویی نه من...هرزه تویی که وقتی زنت تو خونته با یکی دیگه میخوابی...هرزه تویی که با وجود زنت میگی عاشق یکی دیگه ای....

ارمیا با چشماش که حس میکردم خیسه گفت_پس اون بچه مال کیه هان.؟!..

با گریه گفتم_میخوای بدونی مال کیه؟!...

سکوت کرد..با اینکه جواب نداده بود ولی گفتم_مال اونی که به وقتایی زجه میزدم که بغلم کنه ...مال اونیه که زجه زدم که بگه دوستم داره ولی دوستم نداره....

دستمو رو صورتم اشکیم کشیدم اما حیف که بازم خیس شد....با گریه ادامه دادم_مال او نیه که از زندگیش رفتم که خوشبخت شه...مال اونیه ....

هق زدم ...با هق هق گفتم_مال اونیه که دخترم ارزو دیدنشو داشت.. ..و امروز با دیدنش به ارزوش رسید...

romangram.com | @romangram_com