#عشق_تو_پناه_من_پارت_569

سرشو تکون داد....فقط دعا کنید بهوش بیاد...اون موقع خطری تهدیدش نمیکنه!!!

بعدم سریع از کنارمون گذشت!!!

همه مات شدیم...

یعنی چی؟

من الان نفهمیدم خوبه یا بد؟

یعنی الان کاوه چه طوره؟

باباز شدنه دره اتاق عمل نگام رفت به تختی که کاوه روش بود...

بمیرم الهی کاوه...چشماش بسته بود کلی سیم بهش وصل بود... چند نفر همراهش بودن...سریع بردنش وگفتن میبرنش مراقبت های ویژه!!!

چه مظلوم خوابیده بود.

اون کاوه شیطون چه معصوم شده بود!!!

محمدطاها رودیدم که سریع رفت...میدونستم رفته واسه نماز...

نویدم رفت یه کاری کنه تا ببینتش!!!

سامیه ومائده هم همراهه کیمیا وامیر رفتن امامزاده...محدثه هم با عمه وعمو رفت خونه تا به قیمه برسن تا امروز ناهارو به مردم برسونن!!!

منم نشسته بودم پشته مراقبت های ویژه...


romangram.com | @romangram_com