#عشق_تو_پناه_من_پارت_560

-نمیخوای بگی؟

-محمدطاها قسمم داده چیزی بهت نگم...

پاشدم وایسادم رو به روش

-محمدطاها غلط کرده...اون هرچیو دلش بخواد به من میگه...تو رو خدا تو دیگه بگو...

کلافه سرشو تکون داد...

-ببین نرجس...محمدطاها چیزیش نیست فقط وقتی عصبی میشه...وقتی استرس روش زیاده...نفسش بند میاد همین...اونم به خاطره فشاره عصبیه که بهش وارد میشه...

-همینی که تو میگی...نفسه منو بند میاره...اینکه شوهرم جلو چشمه خودم داره کبود میشه...دیونم میکنه...

اشکم دوباره چکید...

-میفهمی نوید...دیونه میشم این حالشو میبینم!!!

بلند شد...زل زد بهم...

-نرجس نگران کننده نیست...فقط باید سعی کنی عصبی نشه همین...حالا هم بیا بریم بالا الان کیمیا وامیرم میرسن...

دستمو گذاشتم رو سرم

-وای خاک تو سرم...جوابشو چی بدم؟

اخم کرد


romangram.com | @romangram_com