#عشق_تو_پناه_من_پارت_558
عقب عقب میرفتو میخندیدو شعره رعنا میخوند...
تو عروسیمون داشت مجلس گرمی میکرد...
دستشو برد بالا وگفت
-خدایا یه زن نصیبم کن نجات پیدا کنم!!!
-بابا حسودم شد این طاهای چلغوز تا میگه اخ نرجس میگه...
-وای...چیشد...داری میمیری...مردی...من پیش مرگت شم...من فدات...
-وقتی میگه پسره بیشوره چشم دراومده...یعنی پسره ی شیطونه چشم خوشگل...یا وقتی میگه...گوریل...یعنی خوش هیکل...وقتی میگه زرافه...
-ایششش...دختره زبون درازه...لاغر مردنیه...چش سفیده...بی ریخت!!!
-اوه...اوه شوهرت سگ شد.
بلند بلند زدم زیره گریه...
خدایا جوابه مادرشو چی بدم؟
خدایا به خواهرش چی بگم؟
با صدای عمو سرمو بلند کردم...
-نرجس عمو...
romangram.com | @romangram_com